أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

400

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ سوره المائدة ( 5 ) : آيه 64 ] وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ( 64 ) ابن عبّاس گفت : سبب نزول اين آيت آن بود كه خداى تعالى پيش از آمدن رسول نعمت بر جهودان فراخ گردانيده بود چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و دعوت كرد ايشان كفر آوردند و با او لجاج كردند خداى تعالى آن نعمت ازيشان باز گرفت و عزّت ايشان بمذلّت بدل كرد چنان كه فرمود : « ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ » جماعتى ازيشان چون فيحاص و غير او گفتند كه : [ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ ] دست خداى بسته است خداى تعالى در بيان آن كلمهء ناسزا كه گفتند بسزاى ايشان اين آيت فرستاد و گفت كه : جهودان گفتند كه : دست خداى بسته شد از عطا و نعمت دادن ما را يعنى بخيل شد و بستگى دست كنايت بود از بخل چنان كه گشادگى دست كنايت بود از سخا « 1 » خداى تعالى ردّ كرد بر ايشان بر وجه زجر و لعنت و گفت : دستهاى ايشان بسته باد تا به هيچ نفعى و خيرى نرسند تا هميشه درويش و ذليل باشند و شايد كه بر حقيقت خود بود يعنى دستهاى ايشان به بند و غلّ بسته باد سدّى گفت كه : جهودان گفتند كه : خداى چون ملك از ما بستد دست بر سينه نهاد چون كسى كه كارى را متقبّل شود دست بر سينه نهد ، و گفت : اى بنى اسرائيل و بنى احبار من ضمان كردم كه دست از هم بر نگشايم تا ملك بشما باز ندهم و اين الفاظ عبارت است ازين ، خداى تعالى چون آنچه گفتند بريشان ردّ كرد و لعنت كرد گفت كه : نه چنين است كه شما ميگوئيد بلكه هر دو دست خداى تعالى گشاده است بنعمت چنان كه ميخواهد نفقه ميدهد آن را كه ميخواهد بر حسب مصلحت و چون كنايت از نعمت به [ يد ] كرد و دست دو باشد از بهر اين [ يداه ] گفت : و شايد كه بدين دويد نعمت دين و دنيا خواسته باشد يا نعمت دنيا و آخرت يا نعمت ظاهره و نعمت باطنه آنگه

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود اينجا نسبت بقبض و بسط دست و تعبير از اين معنى بالفاظ معروفه در اين باب اشعار خوبى آورده و بيانات نفيسى ذكر كرده است فان شئت فراجع ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 186 ) .